@زده@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زده ... مصيبت ديده يا مصيبت زده پوشيده از شبنم يخ زده چاک زده چاشنى زده چيز لاک و الکل زده گام زده ... درسوراخ دکمه کت زده مى شود گند زده کردن گوشت ادويه زده و دودى ... ... کرده و نمک زده خشک شده در ... گوشت خوک نمک زده گوشت سرد با پنير يخ زده گوشت نمک زده ى پهلو و پشت خوک کپک زده کفک زده ... ادويه به آن زده و گوشت ماهى ... آدم فلک زده آفتاب زده ادويه زده برق زده کردن بسيار سرد پوشيده از شبنم يخ زده بلا زده کردن به هم زده بهت زده کردن بيرون زده واژه هاى شامل زده ـ (89) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}