@زراعت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زراعت الهه زراعت و حاصلخيزى الهه زراعت و رستنى ها ... شراب و مى گسارى و زراعت زراعت کردن زراعت کردن در زراعت انگور براى تهبيه شراب زراعت با آب ... محدودى براى زراعت و غيره