@زرد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زرد پروتوکسيد زرد پوشيده از گرده هاى زرد رنگ چرم زرد خوابدار گرد زرد رازک گل هاى زرد و سفيد صحرايى گوزن زرد کاسنى زرد کدوى زرد آب نبات شامل شکر زرد و شيره اخرى زرد اسپرک زرد رنگ اسب زرد رنگ الياف محکم و زرد رنگ گياه صباره اندود زرد ... اى مايل به زرد که براى رنگ ... بابونه زرد ... تاول دار پوست مثل زرد زخم تب زرد جسم زرد ايجاد کردن جلبک داراى رنگدانه زرد تا سبز جنتياناى زرد خاک سرخ مايل به زرد ... مستقيمى که نقطه زرد چشم را به ... داراى رنگ آجر زرد داراى رنگ سبز مايل به زرد واژه هاى شامل زرد ـ (91) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}