@زرد@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زرد زرد آهويى زرد رنگ زرد رنگى زرد زخم زرد زخمى زرد طلايى زرد مايل بقهوه اى زرد مايل به سبز زرد نخودى زرد وره زنبق زرد زنبور زرد اجتماعى سبز مايل به زرد سراب زرد نيمه شيرين سهره کوچک اروپايى شبيه بلبل زرد سير زرد اروپايى شکر زرد شکلات شکر زرد و عصاره ذرت شب بوى زرد شخص مو زرد و سفيد پوست عرق صبر زرد مکزيکى قرمز مايل به زرد قهوه اى مايل به زرد ماده رنگى روناس و گل زرد موجب ايجاد جسم زرد شدن واژه هاى شامل زرد ـ (91) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}