@زمان@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زمان گذشت زمان ... جانوران يک سرزمين يايک زمان اريب زمان سنجى از آن زمان از حيث زمان با هم مطابق کردن ... براى تعيين زمان دقيق به ... استفاده از مرور زمان اصلاح و پرورش نژاد در طى زمان الاکلنگ با سنجش زمان اندازه گيرى زمان سپرى شده ... با سنجش زمان ... هم در يک زمان و يک مکان ... ... درجه داران زمان جنگ در ... بسامد زمان سنجى بعد زمان تپش زمان سنجى تا آن زمان تا اين زمان تصريف زمان فعل تندى برحسب زمان جبر زمان ... مديون تا زمان واريز بدهى ... حاکى از زمان گذشته ... مساوى در زمان معينى را ... ... رفت و تا زمان مرگ پدرش او ... واژه هاى شامل زمان ـ (118) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}