@زمان@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زمان ... اثر مرور زمان به صورت ... در زمان زندگى در يک زمان اتفاق افتادن درفاصله دو زمان رتبه زمان سنجى زمان پيش زمان پيوند زمان گذشته زمان گذشته استمرارى زمان گذشته ساده زمان گيرى زمان کوتاه زمان آينده ساده زمان اجرا زمان اشتغال به کار زمان انتقال زمان بار کردن زمان برگشت زمان بلا استفاده زمان بند زمان بند کارها زمان بندى زمان بندى کردن زمان بندى رويدادها زمان بندى نشده واژه هاى شامل زمان ـ (118) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5