@زمخت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زمخت پارچه پشمى زمخت پارچه آهاردار و زمخت کفش زمخت کفش هاى زمخت سنگين آدم خشن و زمخت داراى رفتار زمخت و بدون آداب داراى ساختمان خشن و زمخت ... و هوا فاسد يا زمخت شده زمخت کردن زمخت شدن زمخت و بدون ظرافت کردن زمخت و غيرجذاب زمخت و ناصاف تهيه کردن نوعى پارچه زمخت