@زمين@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زمين پديده هاى زمين لرزه پستى زمين ... آساى ليبى که پسر زمين بود پى مريى و روى زمين ساختمان پيروى از تمدن مغرب زمين چنگک زمين صاف کن و ريشه جمع کن ... سنگينى که روى زمين کشيده مى شود ... نيروى جاذبه زمين آن را ... گفتار در چگونگى آب هاى روى زمين گود کردن زمين ... جهت تقويت زمين کشت مى ... گياهى که به زمين يا در و ... کرم زمين پيما کره زمين کف زمين کليه زمين مايملک يک شخص آبها و اقيانوس هاى کره زمين ... که با آن زمين را گود کرده ... ... حرکت وضعى زمين را نشان ... اجاره دادن زمين مزروعى از زمين بالا آمده از نظر زمين شناسى بازرسى کردن اسفنج زمين شويى ... شناسى و ديرينه شناسى زمين با چنگک زمين را صاف کردن واژه هاى شامل زمين ـ (268) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}