@زمين@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زمين ... اى حريف را به زمين زدن باريکه زمين باريکه زمين حد فاصل بين ... باستان شناسى زمين ... متعفنى که از زمين بلند مى شود برآمدگى زمين در مرداب برآمدگى زمين يا سنگفرش ... به سوى زمين به طرف زمين به طور عمودى از زمين بلند شدن بيرون از محيط زمين تحولات ارضى زمين تساوى در پخش زمين ... شده در زير سطح زمين تشکيل طبقات زمين تغييرات سطح زمين در اثر ... تماس چوگان با زمين قبل از خوردن ... تملک زمين ... را از روى زمين با پا به ... ... قبل از تماس با زمين زدن ... که از کف زمين بلندتر است جاذبه زمين ... را در سطح زمين طى مى کند جريب فرنگى براى سنجش زمين جو زمين واژه هاى شامل زمين ـ (268) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}