@زمين@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زمين ... در مورد زمين هاى خالصه خاک شوره زار زمين هاى باير ... آسمان فرزند زمين و پدر ... خط اطراف زمين فوتبال ... محل تقاطع زمين و آسمان ... خط برجستگى زمين خوابيده روى زمين داراى مرکزى در زمين دانش زمين شناسى در آمد ساليانه زمين در بالاى زمين در بالاى سطح زمين در روى زمين در زمين شناسى کار کردن در زمين قرار دادن در طول زمين در مرز زمين شخم زدن درون زمين دستگاه سنجش حرکات زمين دوره زمين شناسى دوره زمين شناسى کرتاسه دوره ى زمين شناسى ژوراسيک دورهء زمين شناسى ژوراسيک ... تاثير قوه جاذبه زمين ... آفتاب به جو زمين پديد مى آيد واژه هاى شامل زمين ـ (268) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}