@زمين@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زمين ساکن دورترين نقطه شمالى زمين ساکن زمين ساکنين نقاط متقاطر در روى زمين ... بلندى که روى زمين قرار مى گيرد سر زمين خيالى داستان خيالى سطح آب هاى زير زمين سطح زمين سنگواره شاخص طبقات زمين شناسى ... طبقه سطحى زمين واقع است سيستم اجاره زمين در مقابل خدمت شکست زمين ... مبناى اطلاعات زمين شناسى شيب سنج زمين صاحب زمين ... چلوپ پوتين در زمين گل آلود طبقه بندى گياهان روى زمين ... اين که روى زمين کشيده مى شود علم اوضاع بيرونى و طبيعى زمين ... برجستگى هاى سطح زمين و علل پيدايش ... ... شيميايى پوسته زمين بحث مى ... علوم مربوط به زمين شناسى عهد چهارم زمين شناسى عوارض زمين فرسوده کردن زمين فرو رفتگى در پوسته زمين واژه هاى شامل زمين ـ (268) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}