@زمين@9

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زمين فرو زمين فضاى خارج از هوا يا جو زمين فضاى زير زمين قبل از دوره زمين شناسى کامبريان قسمت اخير عهد سوم زمين شناسى قسمت زيربناى زمين يا صخره قسمت سخت زمين ... زندگى کره زمين که عبارتست ... قسمتى از دوران سوم زمين شناسى قشر زمين قطعه زمين قطعه زمين پيش آمده قطعه زمين کوچک قطعه زمين اختصاصى قطعه زمين از گرو در نيامده قطعه زمين باتلاقى علفزار قطعه زمين صاف مرتفع و ... قطعه زمين علفزار قطعه زمين مستطيل قطعه زمين هموار لايه منجمد دائمى اعماق زمين لنگر از زمين برداشته مالک زمين مالکين زمين مانند کره زمين واژه هاى شامل زمين ـ (268) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}