@زمينه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زمينه پردازش زمينه اى بازتاب زمينه اى برنامه زمينه اى در چه زمينه زمينه چيزى بودن زمينه را مهيا ساختن زمينه سازى زمينه و طرح مشبک تورى و غيره زمينه يا طرح راهنماى فيلم صامت زمينه يابى ماده اساسى زمينه هسته سلولى موجود در زمينه ... عکاسى که زمينه آن آبى ...