@زن@16
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زن ... که مى داند زن او خراب و ... مرديا بچه زن صفت مرديا جوان زن صفت مستخدم زن مشت زن مشت زن بى تجربه و ناشى مشت زن حرفه يى مشتاق زن معاون زن معلق زن ملاقه زن منگنه زن مهر زن ميل شديد زن به جماع نژاد زن نگهبان و محافظ زن در زندان ناخنک زن نام خانوادگى زن پيش از ... نايب السلطنه زن نقاره زن نقب زن نم زن نمک زن نمونه ى زن فداکار و با تقوا نوک زن واژه هاى شامل زن ـ (419) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17