@زنان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زنان پر کلاه زنان ... قابلگى و بيمارى هاى زنان گروه زنان گمراه کننده زنان ... کلاه و جامه زنان را مى فروشد آرايش موى زنان به فرم مخصوصى آموزشگاهى که زنان جوان را ... با زنان آميختن براى پوشيدن زنان از ديدار ... بزرگى و فربهى کفل زنان تحريک جنسى زنان جماعت زنان جهان زنان هر جايى حکومت زنان حلقه زلف روى پيشانى زنان در خور زنان درخور زنان ... عفونى مخصوص قاعدگى زنان رئيسه صومعه زنان تارک دنيا روسرى زنان قرون وسطى ... دختران و زنان جوان است زن طرفدار حق راى و انتخاب زنان زنان باده گسار زنان زيبا زنان هرزه واژه هاى شامل زنان ـ (46) : 1 , 2