@زنبور@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زنبور پرورش دهنده ى زنبور عسل پرورش زنبور عسل ... مهلک نوزاد کرم زنبور عسل تغذيه کننده از زنبور عسل دسته اى زنبور زنبور درشت زنبور درشت و سرخ زنبور زرد اجتماعى زنبور سرخ زنبور عسل زنبور عسل نر زنبور غير اجتماعى لانه زى زنبور وار صداى زنبور کردن لانه زنبور مربوط به پرورش زنبور عسل ... پرورش و نگهدارى زنبور عسل وابسته به زنبور وابسته به زنبور عسل يا مگس