@زند@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زند چيزى که مى پيچد يا دور مى زند کسى که گشت مى زند ... بى اطلاعى حرف مى زند کسى که با خود حرف مى زند ... گناهان به خود شلاق مى زند کسى که بريده بريده حرف مى زند ... يا شوخى آميز مى زند کسى که دور مى زند کسى که ورق بازى را بر مى زند کسى که ويلون سل مى زند ... يا کسى که گشت مى زند بازيکنى که توپ را مى زند ... دراسباب خودکار مى زند زند اسفل زند زبرين زند زيرين ... مردان را تيغ مى زند ... به ناخوشى مى زند و از زير ... ... آن را به اطراف مى زند هر چيزى که هوا را بر هم مى زند
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}