@زنده@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زنده عياشى و شب زنده دارى کردن ... خارجى سلول هاى زنده محيطى ... پيرو تشبيهات زنده و موضوعات ... مار بى زهر زنده زاى راه راه ... ... بر ساختمان موجودات زنده محصول فعاليت موجودات زنده ... منشاء پيدايش موجودات زنده مردن نسوج زنده ... که درموجود زنده باعث تبديل ... موجد موجود زنده موجود زنده موجود زنده اجتماى يا همزى موجود زنده اى که چندين ... موجود زنده اى که به ... موجود زنده را تشريح کردن ... افتاده يا منزوى موجود زنده و زنده واکنش موجود زنده در برابر گرايش واکنش موجود زنده نسبت به آب واحد مستقل موجود زنده ورم سلول هاى زنده گياهى واژه هاى شامل زنده ـ (71) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}