@زندگانى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زندگانى بهار زندگانى داراى زندگانى سخت و مشکل ... ميزبان درتمام دوره زندگانى در نور زندگانى کننده زندگانى با صيغه زندگانى خانگى شرح منظره اى از زندگانى روستايى نجات دهنده زندگانى