@زندگى@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زندگى زندگى ايلياتى زندگى با هم زندگى با يک شوهر زندگى بخشيدن زندگى به طور صيغه زندگى تازه و روحانى يافته زندگى تجرد زندگى تعاونى زندگى جانوران زندگى حيوانى و گياهى هر ناحيه زندگى خانگى زندگى دادن زندگى در کلبه زندگى دسته جمعى موريانه زندگى راهبى زندگى روستايى زندگى سربازى زندگى شبيه مرگ زندگى طفيلى زندگى عاشقانه زندگى فکرى زندگى مانند زندگى مجدد زندگى مرگبار زندگى نو يافته واژه هاى شامل زندگى ـ (130) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6