@زندگى@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زندگى ... ساير اهل آن زندگى کند سر زندگى سومين دوره زندگى سير تکامل زندگى شرح زندگى اولياء و مقدسين شريک زندگى شريک زندگى يا عمل جنسى طرز زندگى ... شخص در يک مرحله زندگى عادت زندگى عارى از زندگى علاقمند به زندگى خوب علم سعادت و رفاه زندگى بشر ... و طرز زندگى موجودات و ... فاقد نشان زندگى فراراز زندگى دشوار فراز و نشيب زندگى قابل زندگى قابليت زندگى درچيزى ... به ادامه زندگى درخارج از ... قادر به زندگى کردن در ... قدرت و زندگى تازه دادن قسمت قابل زندگى کره زمين ... مانع ايجاد لطمه به زندگى ... رفاه و زندگى براى فعاليت ... واژه هاى شامل زندگى ـ (130) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6