@زنى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زنى پرپر زنى پرسه زنى پس زنى پشت پا زنى پنبه زنى پنبه زنى کردن پنجه مشت زنى پيچش يا حلقه زنى پيوند زنى پيوند زنى از بافت وجودى ... چرخه زنى چسب زنى چشم بر هم زنى چنگ زنى چند زنى چوب زنى چين زنى گپ زنى گام زنى گردن زنى گريز زنى گريس زنى گول زنى گوى زنى کارگر شانه زنى واژه هاى شامل زنى ـ (166) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7