@زنى@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زنى بيوه زنى که از شوهرش ... تازيانه زنى تراکتور يا ماشين شخم زنى تسمه زنى تلمبه روغن زنى تلمبه زنى ... مسابقات مشت زنى و غيره تيغ زنى جفتک زنى جمع زنى جوانه زنى ... بازى و مشت زنى و امثال آن حرکت شبيه چمچه زنى حلقه زنى خود را گول زنى خيمه زنى دارو زنى به چوب در خور نقب زنى دستگاه روغن زنى دستورالعمل حلقه زنى دغل زنى دفع شهوت زنى با زن ديگر دم زنى دو به هم زنى رگ زنى واژه هاى شامل زنى ـ (166) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7