@زنى@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زنى راه زنى رسم ازدواج با زنى که فوت کرده رنگ زنى رنگ زنى غليط رو زنى روغن زنى زنى که کلاه زنانه مى دوزد زنى که بچه حرامزاده دارد زنى که با افسون هاى ... زنى که خود را وقف ... زنى که در ميان جامعه ... زنى که در نمايش هاى ... زنى که دو شوهر دارد زنى که رهبر طبالان است زنى که شکم اولش است زنى که قهرمان داستان باشد زنى که مواظبت بچه ... زنى که واسطه بين خدا و خلق باشد زنى يا مردى که معشوق ... زير آب زنى سکه زنى سايه زنى ستاره زنى که نقش اول ... سخمه زنى سرشاخه زنى واژه هاى شامل زنى ـ (166) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}