@زنى@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زنى سرنگ آمپول زنى و امثال آن سوسو زنى سيخ زنى ... مردانه در زنى به وجود ... شعله زنى شلاق زنى شمع زنى شوره زنى شيوه رنگ زنى غليظ ضربت زنى ضربه زنى طبق زنى طبق زنى همجنس خواهى زنان طفره زنى عقب زنى فر زنى به گيسو فن حکاکى و قلم زنى قاپ زنى قاشق زنى و کاسه زنى ... قالب زنى قدم زنى قدم زنى با تبختر قلب زنى قلم زنى قلم زنى به طور سايه روشن واژه هاى شامل زنى ـ (166) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7