چنگال
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم پنجه دست انسان یا پرندگان.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary claw ; cleft ; clift ; clutch ; fork ; grain ; nail ; paw ; pitchfork ; prong ; rake ; talon واژه هاى شامل چنگال ـ (17)
- اسم آلتی فلزی دارای چهار شاخه که هنگام غذا خوردن همراه قاشق به کار میرود.
چنگ + -ال