@زور@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زور پر زور پر زور کردن پر زور و کهنه چيزى را زور دادن ... سوداگران به زور و تهديد ... از ديگرى به زور مى گيرد کم زور آتش سريع و پر زور اخذ به اجبار و زور اخذ به زور و عنف اعمال زور اعمال زور کردن با زور با زور پرتاب کردن با زور پيش بردن با زور کشيدن با زور بيرون کشيدن با زور جلو بردن با زور جلو رفتن با زور خارج شدن با زور و فشار پر کردن با شانه زور دادن به زور به زور پيش بردن به زور چپاندن واژه هاى شامل زور ـ (69) : 1 , 2 , 3