@زياد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زياد پر از گاز کردن زياد بالا بردن ... در ارتفاع زياد منفجر شود پوشيده شده از خارهاى زياد ... معنى بسيار و زياد و داراى تعداد ... ... است به معنى زياد و زياده و ... کار زياد از گرده کشيدن کار زياد دادن به کسالت در اثر ارتفاع زياد ... که احتمال زياد دارد برنده ... کمى بينايى در نور زياد کوشش زياد کردن آب و تاب زياد دادن آرزوى زياد آلت سنجش گرماى زياد آمد و شد زياد آن قدر زياد که اتساع زياد مردمک چشم اختلاف زياد ادرار زياد ارتفاع زياد از گرماى زياد سفيد شدن ... جوى ارتفاعات زياد ماوراء جو اشت هاى زياد ... گاما که انرژى زياد و طول موج ... انحناى زياد ستون فقرات ... واژه هاى شامل زياد ـ (187) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}