@زياد@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زياد تخفيف زياد دادن ترس زياد تعداد خيلى زياد تعداد زياد تلفات زياد وارد کردن تند زياد توجه زياد به شخص توجه زياد به لباس توسعه و عمران زياد يافتن توليد به مقدار زياد ثروت زياد جارى به مقدار زياد حرارت زياد حرارت زياد دادن و بعد سرد کردن حظ يا خوشى زياد حمام گرم که موجب عرق زياد گردد حمايت زياد يابى جهت خشم زياد خيلى زياد داراى پول زياد داراى اکتان زياد مانند بنزين ... داراى اثر زياد داراى احتمالات زياد داراى اخبار زياد داراى تمايلات جنسى زياد واژه هاى شامل زياد ـ (187) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8