@زياد@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زياد داراى زرق و برق زياد داراى سيليس يا سيليکون زياد داراى ظرافت زياد داراى فرکانس با تکرار زياد داراى فشار زياد ... قدرت تحمل زياد نسبت به ... داراى قوه تصور زياد داراى قوه فراره زياد داراى ليت و لعل زياد داراى وزن زياد داراى وزن و فشار زياد در ارتفاع زياد درخشندگى زياد دسته زياد دقت زياد دلبستگى زياد دواى زياد خوردن رشد کننده در نور زياد ... در اثر ترشح زياد غده ى هيپوفيز رشد زياد رفت و آمد زياد کردن در روحى که زياد بمحلى آمد و شد کند زياد پر کردن زياد پر کردن گرانبار کردن زياد پرداخت کردن واژه هاى شامل زياد ـ (187) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}