@زياد@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زياد زياد در آفتاب ماندن و خراب شدن زياد درخشان زياد دقيق زياد ذخيره کردن زياد رفت و آمد کردن در زياد ساده کردن زياد ستاندن زياد ستودن زياد سخن راندن زياد سفت شده زياد شدن زياد شدن بافت هاى ... زياد شونده زياد شيفته کردن زياد طول دادن زياد لباس پوشيدن زياد ماندن زياد مايل زياد ميوه دادن زياد نور دادن زياد نوشتن زياد نوشيدن سکونت در ارتفاعات زياد ... آن چند روزى زياد شده و دوباره ... سر سختى زياد در گناهکارى واژه هاى شامل زياد ـ (187) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8