@زياد@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زياد سر و صدا زياد سنگينى زياد ... و مهر و امضاهاى زياد شباهت زياد شخصى که نه زياد به عالم باطنى ... شرارت زياد صداى چلپ و چلوپ زياد عرق زياد بدن عشق زياد غم زياد ... عدسى را کم و زياد کردن فاصله ى زياد فضاى زياد قابليت هدايت برق به مقدار زياد ... استقامت در برابر حرارت زياد ... در ارتفاعات زياد قرار دارد ... پرواز در ارتفاعات زياد ... در اثر اسيد زياد به رنگ قرمز ... ماليات زياد بستن مبلغ زياد مبنى بر بازجويى زياد مستلزم وقت زياد مقدار بزرگ و زياد مقدار خيلى زياد مقدار زياد واژه هاى شامل زياد ـ (187) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}