@زياد@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زياد سر و صدا زياد سنگينى زياد ... و مهر و امضاهاى زياد شباهت زياد شخصى که نه زياد به عالم باطنى ... شرارت زياد صداى چلپ و چلوپ زياد عرق زياد بدن عشق زياد غم زياد ... عدسى را کم و زياد کردن فاصله ى زياد فضاى زياد قابليت هدايت برق به مقدار زياد ... استقامت در برابر حرارت زياد ... در ارتفاعات زياد قرار دارد ... پرواز در ارتفاعات زياد ... در اثر اسيد زياد به رنگ قرمز ... ماليات زياد بستن مبلغ زياد مبنى بر بازجويى زياد مستلزم وقت زياد مقدار بزرگ و زياد مقدار خيلى زياد مقدار زياد واژه هاى شامل زياد ـ (187) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8