@زيادى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زيادى پول زيادى دادن پيرايه هاى زيادى ژتون آبى رنگ که ارزش زيادى دارد ... داراى مقدار گلوتن زيادى است گوشت زيادى ... داراى مقدار زيادى اکسيژن باشد به اين زيادى ... هوا که مسافت زيادى را در سطح ... حاوى مقدار زيادى اسيد داراى تعداد زيادى ماهى قزل آلا درجه حرارت زيادى که از ... زيادى پر کردن زيادى اسيد زيادى بار کردن زيادى خون ... که علاقه زيادى به معاشرت ... ... حرارت مختلف و زيادى است ... يا کم و زيادى چيزى از حد ... وزن زيادى