@زيان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زيان پاداش زيان چيزى که مانع زيان گردد اثر زيان آور احتمال زيان و ضرر بى سود و زيان بى سود و زيان شدن بيم زيان جبران زيان حساب سود و زيان زيان کردن زيان آور زيان آور و مايه رسوايى زيان آور و مضر زيان آورى زيان بخش زيان حاصله در اثر ... زيان ديده زيان رسان زيان رساندن زيان زدن معافيت از زيان