@زير@10

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زير ... زند و از زير کار شانه خالى ... سطح آب هاى زير زمين سنگ زير پا سنگ زير چرخ سنگر و پناهگاه زير زمينى سنگى که در زير طبقه سطحى زمين ... سوراخ زير زمينى سوزن آمپول يا تزريق زير جلدى سوزن تزريق زير جلدى سوزن مخصوص تزريق زير جلد ... که در زير نورافکن صحنه ... شلوار کوتاه تا زير زانو صداى بين بم و زير ... شدن چيزى زير دندان يا ... صداى خيلى زير صداى زير صداى زير در آوردن صداى زير مردانه صفحه زير مجسمه طبقه زير عدد زير راديکال ... اى که در زير آن ساختمان هاى ... عصاى زير بغل ... که در موارد زير به کار مى ... عميق ترين قسمت زير پوست واژه هاى شامل زير ـ (310) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}