@زير@13
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زير واقع در زير شکم واقع در زير غضروف واقع در زير قمر واقع در طبقه زير ... زرد غير منظم در زير پوست ... هواپيما تقسيم بر سطح زير آن وسيله تنفس در زير آب وسيله نهايى يا زير جلى ... چکمه که تا زير زانو مى رسد ... سبزى که زير غشاء خارجى ... واژه هاى شامل زير ـ (310) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13