@زير@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زير خاک زير را شخم زدن ... پيوند در موارد زير به کار مى ... خنده زير لب ... پوستى و بافت هاى زير پوستى داراى سنگر موقتى زير زمينى کردن داراى صداى زير در زير در زير چيزى بسط يافتن در زير چيزى لايه قرار دادن در زير آن در زير ابر پوشاندن در زير اين در زير حجاب نگاه داشتن در زير سقف در زير سندى نوشتن در زير شيروانى قرار دادن در زير غل و زنجير آوردن در زير قرار گرفته در زير يوغ آوردن درخت کوچک روينده در زير درخت دزدکى و زير جلى کار کردن دستگاه کاشف زير دريايى به ... دستگاه ثبت انفجار در زير دريا دوربين زير دريايى مخصوص ... دوشاخه زير چيزى گذاشتن واژه هاى شامل زير ـ (310) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}