@زيست@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زيست گياه زيست کننده در نواحى ... ... اعمال قواعد زيست شناسى درانسان ... بخشى از زيست شناسى که ... به دست آمده از زيست شناسى عملى ... تکاملى محيط زيست گياهان و ... درعمق کم زيست کننده رشته اى از زيست شناسى که از ... رشته اى از زيست شناسى که در ... زيست پذير زيست پذيرى زيست گاه زيست گروه زيست کردن زيست کره زيست کش زيست کننده بر روى ... زيست کننده در زيست کننده در آب شور زيست کننده در آب شور ... زيست کننده در آب شيرين زيست کننده در آب هاى راکد زيست کننده در درياچه زيست کننده در رودخانه زيست کننده در ساحل زيست کننده در ميان ... واژه هاى شامل زيست ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}