@زيست@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه زيست ... شيمى حياتى يا زيست شيمى ... داخلى از لحاظ زيست شناسى منطقه زيست جانور يا گياهى منطقه زيست شناسى موجود زيست کننده در آب شور ... که در جاوه زيست مى کند هم زيست ويژه گر زيست شناسى دوران ... ويژه گر زيست شيمى واژه هاى شامل زيست ـ (59) : 1 , 2 , 3