@ساحل@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساحل ... اراضى تسخير شده در ساحل پياده شدن در ساحل از جانب ساحل از ساحل عازم شدن به طرف ساحل تفرجگاهى در کنار ساحل که کف آن ... جلو ساحل ... ياتپه شنى ساحل که باد ... در امتداد ساحل درطول ساحل دور از ساحل روى ساحل زمين پشت ساحل زيست کننده در ساحل ساحل در معرض باد ساحل دريا ساحل رودخانه زى ساحل شنى ساحل مرجانى ياشنى درجزيره ساحل نشين شيب ساحل ... اى در ساحل ايتاليا رو ... ... که تقريبا موازى ساحل است ... از کشتى به ساحل و برعکس لنگر گاه ساحل رودخانه با ... واژه هاى شامل ساحل ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}