@ساختمان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساختمان پر از ساختمان پنجره جلو آمده زير سقف ساختمان پنجره جلو آمده شاه نشين ساختمان پى مريى و روى زمين ساختمان کوچکترين واحد ساختمان لغوى آهن زير ساختمان ابنيه و ساختمان هاى مجاور مزرعه ايجاد ساختمان ايوان جلو و يا طرفين ساختمان با مصالح ارزان ساختمان کردن بدنه ساختمان بدون ساختمان مشخص بررسى در ساختمان درونى فلزات بى ساختمان تبديل به ساختمان کردن تخته کف چوب بست ساختمان ... سر ديوار ساختمان هاى قديم ... معمارى روى قرنيس ساختمان ... تخته بندى ساختمان که معماران ... ... فلزى زير ساختمان يا پل جزو ساختمان خانه و ساختمان ساخته شده از يخ ... ييلاقى يا ساختمان هاى روستايى خواص صوتى ساختمان ... بلورها و يا ساختمان ظريف و به ... واژه هاى شامل ساختمان ـ (106) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5