@ساختمان@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساختمان ... در جلو و عقب ساختمان داراى ساختمان پوستى و ... داراى ساختمان جلو آمده داراى ساختمان خشن و زمخت داراى ساختمان غير مشخص داراى ساختمان قيفى داراى ساختمان مضرس در بزرگ ساختمان دستگاه مخابره داخل ساختمان دوباره ساختمان کردن دودکش ساختمان زمين زير ساختمان ... از لحاظ ساختمان و ترکيب ... زير ساختمان ساختمان پوششى گياهان ... ساختمان چهارگوش ساختمان گنبددار ساختمان کردن ساختمان آپارتمانى ساختمان اثر ادبى ساختمان بدن ساختمان بزرگ مانند کليسا ساختمان بلند ساختمان به سبک مخصوص ... ساختمان جامى شکل واژه هاى شامل ساختمان ـ (106) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5