@ساختمان@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساختمان ساختمان جسمى ساختمان خوابگاه ساختمان دم و کفل ساختمان دندانها ساختمان دنده هاى هر چيز ساختمان دور افتاده و ... ساختمان سنگ هاى ماقبل ... ساختمان سنگى ساختمان سه ستونى ساختمان شبکه اى ساختمان شناسى ساختمان عصبى ساختمان عضلانى ساختمان غشايى ساختمان فلس مانند ساختمان فنجانى شکل ساختمان فوقانى ساختمان ليفى و رشته اى ساختمان محل انجمن ساختمان مدور ساختمان مستعد آتش سوزى ساختمان ميکروسکپى اشياء ... ساختمان و وضع طبيعى ساختمان يا حالت داستان ساختگى ساختمان يا عضو چنگالى شل واژه هاى شامل ساختمان ـ (106) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5