@ساختن@6

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساختن روشن فکر ساختن روغن ساختن روى هوايا آب شناور ساختن زدودن يا معدوم ساختن جبهه هوايى زمينه را مهيا ساختن زننده ساختن ساختن يارده بندى کردن ... سترون ساختن ميکروب طبق ... ستون ساختن سد ساختن سرشار ساختن سيال و جارى ساختن سياه ساختن شکل هرم ساختن شبکه ساختن شبيه ساختن شعر ساختن شمع ساختن شناور ساختن ... خرما که در ساختن عرق خرما به ... صفحه ساختن ضريح ساختن مقدس و گرامى داشتن طاقچه ساختن طرح کردن و ساختن ظاهر ساختن واژه هاى شامل ساختن ـ (264) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}