@ساختن@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساختن روشن فکر ساختن روغن ساختن روى هوايا آب شناور ساختن زدودن يا معدوم ساختن جبهه هوايى زمينه را مهيا ساختن زننده ساختن ساختن يارده بندى کردن ... سترون ساختن ميکروب طبق ... ستون ساختن سد ساختن سرشار ساختن سيال و جارى ساختن سياه ساختن شکل هرم ساختن شبکه ساختن شبيه ساختن شعر ساختن شمع ساختن شناور ساختن ... خرما که در ساختن عرق خرما به ... صفحه ساختن ضريح ساختن مقدس و گرامى داشتن طاقچه ساختن طرح کردن و ساختن ظاهر ساختن واژه هاى شامل ساختن ـ (264) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11