@ساختن@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساختن ظاهرى ساختن عارى ساختن عالى ساختن عرفى ساختن ... که براى ساختن کلاه حصيرى ... علنى ساختن عمل يا طريقه ساختن هر چيزى غمگين ساختن ياشدن غنى ساختن غوطه ور ساختن غير قابل حرکت ساختن غير معتاد ساختن فربه ساختن فهرست ساختن قابل ساختن قادر ساختن قاطع ساختن قافيه ساختن قبر ساختن لانه ساختن مکشوف ساختن ... اى که براى ساختن آب گاز دار ... متاثر ساختن متحير ساختن متراکم ساختن واژه هاى شامل ساختن ـ (264) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}