@ساختن@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساختن محاط ساختن محدود ساختن محرم ساختن مخاطب ساختن مدفون ساختن مدور ساختن مربوط ساختن مرتب و منظم ساختن مرتعش ساختن مردود ساختن مرطوب ساختن مرهون ساختن مزغل ساختن مزين ساختن مساوى ساختن مستغرق ساختن مستقر ساختن مسدود ساختن مشعوف ساختن مصالح ساختن بام مصلوب ساختن مصون ساختن مضطرب ساختن مطمئن ساختن معادله ساختن واژه هاى شامل ساختن ـ (264) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11