@ساخته@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساخته ... طبيعى رنگ نشده ساخته شود پارچه ساخته شده از پوست ... پارچه ى ساخته شده از پشم آلپاکا ... شکل پستان ساخته اند و ... پيش ساخته چيز دوباره ساخته شده ... جزء ناجور ساخته شده باشد ... ... ديگرى از آن ساخته شود گياه دست ساخته بشر ... که در چين ساخته مى شود آبجو ساخته شده آهن ساخته از چوب ساخته شده با استادى ساخته شده بد ساخته شده ... لخته به آهن ساخته يا فولاد ... زرين و سيمين ساخته مى شود ... لبه پرتگاهى ساخته شده باشد خانه کوچک و سردستى ساخته شده خانه و ساختمان ساخته شده از يخ خود ساخته دست ساخته دوباره ساخته نشده ساخته شدنى ساخته شده واژه هاى شامل ساخته ـ (66) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}