@ساخته@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساخته ساخته شده از پشم نرم ساخته شده از پوست تمساح ساخته شده از چرم ساخته شده از چوب بلوط ساخته شده از گل ساخته شده از گندم سائيده ساخته شده از الوار کوتاه ساخته شده از الياف باريک ساخته شده از انت هاى ... ساخته شده از تکه هاى باريک ساخته شده از ترکه ساخته شده از تنگستن ساخته شده از تنه درخت ساخته شده از حلقه هاى تودرتو ساخته شده از روى عجله ساخته شده از سلول ساخته شده از علف و گياه ساخته شده از لاستيک ساخته شده از لوله ساخته شده از مرمر ساخته شده از موم ساخته شده از نى ساخته شده از ياقوت کبود ساخته شده به شکل مجسمه ساخته شده به وسيله تيرهاى افقى واژه هاى شامل ساخته ـ (66) : 1 , 2 , 3