@ساخته@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساخته ساخته شده به وسيله ماشين ساخته شده در کارگاه وسيع ... از اين سنگ ساخته مى شود سرستون ساخته شده به سبک ... شبيه ساخته شلاق ساخته شده از ذکر گاو ... به هم متصل ساخته و در امتداد ... طپانچه دست ساخته ... که براى تقلب ساخته شده طناب ساخته شده از الياف ... طناب يا بند ساخته شده از ترکه ... قرص نام ساخته شده از گندم ... ... که در کبد ساخته مى شود ... از نمد نرم ساخته مى شود ... مجاور آب معدنى ساخته مى شود ... جگن يا بيد ساخته و دور آن ... واژه هاى شامل ساخته ـ (66) : 1 , 2 , 3