@ساز@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساز ساز و برگ ساز و برگ فروش ساز و نواز ساز يا آواز همراهى کننده ساز يا موسيقى زنگى ساعت ساز ساقه ساز سبک ساز سرود ساز سقف ساز سلطان ساز سلول هاى عاج ساز سوخت و ساز شکم بند ساز شبيه ساز شراب ساز شعار ساز شمشير ساز شمع ساز شيرينى ساز شيشه ساز صدا يا ساز را جفت کردن ... هنگام کشيدن سيم ساز از آن شنيده ... صفحه فلزى ساز ضخيم ساز واژه هاى شامل ساز ـ (142) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6